عز الدين ابراهيم ( فتحي الشقاقي ) ( مترجم : سيد هادى خسروشاهى )
103
شيعه و سنى غوغاى ساختگى ( فارسى )
« ايرانىها همانند ما مسلمانند و با پيوندهاى دين و همسايگى ؛ ما ارتباطى تاريخى با آنان داريم و بايد روابط ميان دو ملت عراق و ايران براساس اخوت دينى و عرفهاى بينالمللى پىريزى شود . » « 1 » دانشمندان علم اصول فقه اعتقاد دارند كه « اجماع » اگر مجتهدان شيعه همگى در آن موافقت نكنند ، حاصل نمىشود ؛ همچنانكه اجماع حاصل نمىشود اگر مجتهدان سنى جملگى در امرى موافقت نكنند . . . استاد عبدالوهاب خلاف در كتاب « علم اصول الفقه » مىگويد : « اجماع چهار ركن دارد كه از نظر شرعى تحقق نمىيابد مگر با تحقق آن چهار ركن و دومين ركن ، اين است كه در حكم شرعى ، دربارهء واقعهاى ، همهء مجتهدان مسلمان در وقت وقوع آن توافق كنند ؛ صرفنظر از كشور يا نژاد يا فرقهء آنان . يعنى اگر در مورد حكم شرعى واقعهاى ، تنها مجتهدان حرمين يا تنها مجتهدان عراق يا مجتهدان حجاز يا مجتهدان اهل سنت ، بدون مجتهدان شيعه ، توافق كنند ، اين اتفاق در مورد اجماع ، شرعا صدق نمىكند ؛ زيرا « اجماع » منعقد نمىشود مگر با توافق عمومى ميان همهء مجتهدان جهان اسلام در دوران حدوث واقعه . والبته نظريهء غير مجتهدان در اين زمينه ، معتبر نيست . » « 2 » پس اگر موافقت شيعيان براى دستيابى بهاجماع مسلمانان لازم است ، آيا آنان پس از اين هم بهمثابهء كافرانى گمراه ! مىمانند كه به آتش جهنم دعوت مىشوند ؟ ! استاد بزرگ احمد ابراهيم بك - استاد شلتوت و ابو زهره و خلاف - در كتاب علم اصول الفقه . . . خود در فصل تاريخ تشريع -
--> ( 1 ) روزنامهء « الاسرا » چاپ قاهره ، شماره مورخ جمعه 5 / 4 / 1985 م . ( 2 ) « علم اصول الفقه » ، تأليف عبدالوهاب خلاف ، چاپ چهاردهم ، ص 46 .